تبلیغات
از تبار سخن - درود بر اهل عشق...

از تبار سخن

من از قبیله‌ی شعرم، تو از تبار سخن...

نویسنده : زینب خواجوی
تاریخ : 1397/01/22 18:12

از میان کبود آهن و دود

می فرستم به اهل عشق درود

و به هر کس که اهل آزادی است

اهل شور آفرینی و شادی است

و به هرکس که شعر می خواند

شعر را شهر عشق می داند...








نتیجه تصویری برای ادامه مطلب بروید

حیف شد عاشقی ولی گم شد

خشکسالی نصیب مردم شد

باز باید به فکر عشق افتاد

هدیه شعر را به مردم داد

سخنم راه چشمه می پوید

و برای دل تو می گوید

سخنم از طلوع فرداهاست

افق از لای شعر من پیداست

رعد و برق دلم خراسانی ست

شعرهایم همیشه بارانی ست

گاه اشک است مایه سخنم

تا نگریم ز درد دم نزنم

گاهی از شعر اگر گریزانم

باز می گیرد او گریبانم

سخنم هر کجا کمی گیراست

رد پای دل شما و خداست

هر کسی دل به کار مردم داد

شعرهایم نثار ایشان باد

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر